X
تبلیغات
معماری اسلامی

تفاوت معماری ایرانی با معماری دنیا

معماری ایرانی

معماری ایران دارای ویژگیهایی است که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی بخصوص برخوردار است: ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران است.

به طور کلی می توان معماری ایرانی را در پنج اصل درونگرایی، پرهیز از بیهودگی، مردم واری یا مردم محموری، خودبسندگی و نیارش یا ایستایی  مشاهده کرد.

 

درونگرایی

یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون ‌ گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان ‌ دهی اندام ‌ های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان ‌ سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می ‌ کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می ‌ داد.

درون گرایی مفهومی است که به صورت یک اصل در معماری ایران وجود داشته و با حضوری آشکار، به صورتهای متنوع، قابل درک و مشاهده است. اصولاً در ساماندهی اندام های گوناگون ساختمان به ویژه خانه های سنتی، باورهای مردم، بسیار کارساز بوده است. یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حُرمت آن و نیز عزت نفس ایرانیان بوده که این امر به گونه ای معماری ایران را درون گرا ساخته است.

 در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست..

معماران ایرانی با ساماندهی اندامهای ساختمان در گرداگرد یک یا چند میانسرا، ساختمان را ازجهان بیرون جدا می کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد. خانه های درونگرا در اقلیم گرم و خشک، همچون بهشتی در دل کویر هستند، فضای درونگرا مانند آغوش گرم بسته است واز هر سو رو به درون دارد.

سر در این خانه ها دارای دو سکو بود و درها دارای دو کوبه‌ی جدا ویژه‌ی مردان و زنان. دو دالان یکی از بخش بیرونی و دیگری از بخش اندرونی خانه به هشتی راه داشتند. اندرونی‌جایگاه زندگی خانواده بوده و ‌بیگانگان بدان راه نداشتند.

بیرونی، ویژه‌ی مهمانان و بیگانگان بود که جداگانه پذیرایی می شدند و گاهی مهمانان در بالاخانه (اتاق روی هشتی) که به اندرونی نزدیک بود پذیرایی می شدند.

بخش بیرونی، آذین‌های بیشتری نسبت به اندرونی داشت. معماران حتی در ساختمان‌های برونگرا مانند کوشک میان باغ ها، نیز درونگرایی را پاس می داشتند. کوشک ها ساختمانهایی برونگرا بودند که گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بیرون باز می شدند. بیشتر خانه های غربی یا شرق آسیا چنین هستند..

خانه های برونگرا در برخی سرزمینهای ایران نیز ساخته می شود. مانند کردستان، لرستان و شمال ایران، ولی در سرزمین های میانی و گرم و خشک ایران، خانه های درونگرا، پاسخ در خوری برای خشکی هوا، بادهای آزاردهنده، شن های روان و آفتاب تند هستند.

ویژگی معماری غیر قابل انکار آثار و ابنیه ای مانند خانه، مسجد، مدرسه، کاروانسرا حمام و غیره مربوط به خصوصیت درون گرایانه آن است که ریشه ای عمیق در مبانی و اصول اجتماعی –فلسفی این سرزمین دارد.

با یک ارزیابی ساده می توان دریافت که در فرهنگ این نوع معماری، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری، صرفا پوششی مجازی است که از حقیقتی محافظت می کند و غنای درونی و سربسته آن تعیین کننده جوهر و هستی راستین بنا است و قابل قیاس با وجوهات و فضای بیرونی نیست..

درون گرایی در جستجوی حفظ حریم محیطی است که در آن شرایط کالبدی با پشتوانه تفکر، تعمق و عبادت به منظور رسیدن به اصل خویش و یافتن طمانینه‌ی خاطر و آرامش اصیل در درون، به نظمی موزون و متعالی رسیده است . به طور اعم و بر اساس تفکر شرقی و در سرزمینهای اسلامی؛ جوهر فضا در باطن است و حیاط درونی، به وجود آورنده اساس فضا است.

 پرهیز از بیهودگی

در معماری ایران تلاش می شده کار بیهوده در ساختمان سازی نکنند و از اسراف پرهیز می کردند. این اصل هم پیش از اسلام و هم پس از آن مراعات می شده است. در قرآن کریم آمده "مومنان،آنانکه از بیهودگی روی گردانند"(سوره ی مومنون،آیه سوم.)

اگر در کشورهای دیگر،هنرهای وابسته به معماری مانند نگارگری(نقاشی) و سنگتراشی، پیرایه(آذین) به شمار می آمده، در کشور ما هرگز چنین نبوده است. گره سازی با گچ و کاشی و خشت و آجر و به گفته خود معماران،"آمود" و اندود بیشتر بخشی از کار بنیادی ساختمان است. اگر نیاز باد در زیر پوشش آسمانه (سقف)، پنامی (عایقی) در برابر گرما و سرما ساخته شود یا افراز بنا که ناگزیر پرو پیمان است و نمی تواند به دلخواه معمار کوتاهتر شود، تنها با افزودن کاربندی می توان آنرا کوتاهتر و "بِاندام" و مردم وار کرد.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،برای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود، تا بلندی یک گز (هر گز برابر 66/106 سانتیمتر) اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد، به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

 اگر اُرسی(باز) و روزن با چوب یا گچ و شیشه های خرد و رنگین گره سازی می شود. برای این است که در پیش آفتاب تند و گاهی سوزان، پناهی باشد تا چشم را نیازارد و اگر گنبدی از تیزه تا پاکار با کاشی پوشیده می شود تنها برای زیبایی نیست. وانگهی باید دانست که واژه ی "زیبا" به معنای "زیبنده بودن" و تناسب داشتن است نه قشنگی و جمال.

در زیگورات چغازنبیل از 1250 پیش از میلاد، می توان کاربرد کاشی را دید. در این ساختمان،اِزاره دیوارها را با کاشی آبی آمود کرده اند. چون هنگام رفت و آمد مردم،برخورد به پای دیوار بیشتر بوده است و چون خشت در برابر باران آسیب می دیده،نمای ساختمان را با آجر پوشانده اند.

معماران ایرانی در جاهایی که مردم در آن بر زمین می نشستند و به دیوار تکیه می زدند،برای افزایش پایداری ازاره دیوار،آنرا با اندودی از گچ که با کتیرا آمیخته شده بود، تا بلندی یک گز (هر گز برابر 66/106 سانتیمتر) اندود می کردند که رویه ای سخت به دست می آمد، به گونه ای که خراشیدن آن دشوار بود. ازاره بیرونی ساختمان را هم بیشتر با سنگ کار می کردند.

همچنین از کاشی در آمود گنبدها بهره گیری می کردند و آنرا پر از نقش و نگار می کردند. این تکه های رنگی کاشی، آسانتر تعمیر و بازسازی می شدند. کاشی عمر زیادی ندارد و پس از زمانی از جا کنده شده و فرو می ریزد، به ویژه در جاهایی که برف و یخ هم باشد. اگر رویه ای یکرنگ باشد، بازسازی بخش کنده شده دشوار می شود و کار دو زنگ در می آید.ولی هنگامی که تکه تکه و چند رنگ باشد کار آسانتر است.

 مردم واری یا مردم محوری

مردم محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام ‌ های ساختمانی با اندام ‌ های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان ‌ سازی است. در ایران هم مثل مکان ‌ های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است.

معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می ‌ گرفته و روزن و روشندان را چنان می آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر است و افراز طاقچه به اندازه ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار که مخصوص مهمان است به اندازه‌ ای پهناور و باشکوه بوده که شایسته پذیرایی باشد.

 خودبسندگی

معماران ایرانی تلاش می کردند مصالح مصرفی  مورد نیاز خود را از نزدیک ترین جاها به دست می آوردند و چنان ساختمان می کردند که نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و "خودبسنده" باشند. بدین گونه کار ساخت با شتاب بیشتری انجام می شده و ساختمان با طبیعت پیرامون خود"سازوارتر" در می آمده است و هنگام نوسازی آن نیز همیشه ساختمایه ی آن در دسترس بوده است.

معماران ایرانی بر این باور بودند که ساختمایه باید "بوم آورد" یا "ایدری"(اینجایی) باشد. به گفته دیگر فرآورده  یا محصول همان جایی باشد که ساختمان ساخته می شود و تا آنجا که شدنی است از امکانات محلی بهره گیری شود.

برای نمونه در ساخت پارسه(تخت جمشید)، بهترین را از یک کان(معمدن) در نزدیکی دشت مرغاب به دست می آوردند و با ارابه های چوبی به پارسه می رساندند. این سنگ را بیشتر برای روکش دیوارهای ستبرخشتی به کار می بردند.فرآوردن خشت نیز کاری بسیار ساده بوده است.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است. ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود. معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند. بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به "خودبسندگی" در ساختمان سازی دانست.

نمونه دیگر از خودبسندگی و بهره گیری از امکانات موجود، در ساخت میانسرای(حیاط) گود یا "باغچال"یا گودال باغچه در خانه ها بود .برای گودکردن ساختمان و دسترسی به آب، ناگزیر باید خاکبرداری فراوانی می شد. در تهران،آ ب روگذر بود و از آن برای پرکردن آب انبارها بهره می بردند. در کاشان، زواره و نایین آب زیرگذر بود، برای همین میانسرا را چنان گود می ساختند که تنه درختان باغچه در گودی پنهان می شد. معماران خاک برداشته شده را دوباره در همان ساختمان به کار می بردند. گود شدن ساختمان به ایستایی تاق ها نیز کمک می کرد. چون زمین، پشت بند در برابر رانش بود.

باز برای نمونه، در محله شارستان یزد، زمین تا ژرفای دو متری از جنس خاک رُس و پایین تر از آن، جنسی به نام"چلو" یا"کرشک" است که لایه ای بسیار سخت است. معماران خاک رُس را برداشته و روی لایه ی سخت، با همان خاک ساختمان می ساختند.

یکی از نکات مهم در معماری ایران این است که اساساً یکی از انگیزه های بنیادی در ساخت آسمانه خمیده تاقی و گنبدی و بهره گیری گسترده از آنها،این بوده که چوب مناسب برای ساختمان سازی در همه جا یافت نمی شده است. ولی فرآوردن خشت و آجر ساده بود. معماران هم دست به نوآوری هایی زدند که با خشت و آجر بتوان دهانه های بزرگ را پوشاند.آنها گونه های فراوانی از چفد مازه دار و تیزه دار را به کار گرفتند.

بدین گونه شاید بتوان انگیزه ی بنیادی بهره گیری از تاق و گنبد در معماری ایران را باور به "خودبسندگی" در ساختمان سازی دانست.

نیارش

واژه ی"نیارش" در معماری گذشته ایران بسیار به کار می رفته است .نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح شناسی گفته می شده است.

معماران گذشته به نیارش ساختمان بسیار توجه می کردند و آنرا از زیبایی جدا نمی دانستند.آنها به تجربه به اندازه هایی برای پوشش ها و دهانه ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه ی نیارش به دست آمده بود. "پیمون"، اندازه های خردو یکسانی بود که در هرجا در خور نیازی که بدان بود به کار گرفته می شد. پیروی از پیمون هرگونه نگرانی معمار را درباره ی نااستواری یا نازیبایی ساختمان از میان می برده، چنانکه یک گِلکار نه چندان چیره دست در روستایی دور افتاده می توانست با به کار بردن آن، پوشش گنبدی را به همان گونه انجام دهد که معمار کار آزموده و استاد پایتخت .معماران همراه با بهره گیری از پیمون و تکرار آن را در اندازه ها و اندام ها، ساختمان ها را بسیار گوناگون از کار در می آوردند. هیچ دو ساختمانی یکسان در نمی آمد و هر یک ویژگی خود را داشت، گرچه از یک پیمون در آنها پیروی شده بود.


منبع: /www.tebyan.net

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 20:0 |

مقبره خیام، مطابق با خواسته او

 

مقبره خیام

بنای جادویی آرامگاه خیام کار معمار زبر دستی به نام استاد هوشنگ سیحون است.

در مرداد 1335 انجمن آثار ملی در نامه ای به مهندس سیحون نوشت که وضع بنای موجود آرامگاه خیام متناسب با شخصیت علمی و هنری خیام نیست و انجمن در نظر دارد در این مورد اقداماتی به عمل آورد .از سیحون خواسته شد طرح و نقشه جدیدی متناسب با شخصیت خیام طراحی کند.

محل جدید آرامگاه انتخابی سیحون در (گوشه شمالی باغ) مورد تایید انجمن قرار گرفت و در پی آن طرح پیشنهادی سیحون در 1337 به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فرستاده شد.

 

مهندس محسن فروغی رئیس دانشکده هنرهای زیبا در نامه ای به انجمن چنین گزارش داد: «طرحی که توسط آقای مهندس هوشنگ سیحون استاد این دانشکده برای آرامگاه حکیم عمر خیام تهیه شده است و ماکت های مربوط به آن مورد دقت قرار گرفت و از طرف آقای سیحون درباره آن توضیحات کافی داده شد. با توجه به این نکته که در تهیه طرح مزبور از سبک معماری ایرانی حداکثر استفاده به عمل آمده این نقشه چه از لحاظ اصول فن معماری و چه از نظر سبک برای آرامگاه حکیم بزرگ ایران کاملا متناسب است.

 

در  سال 1338 ساخت آرامگاه شروع شد  و در سال 1341 پس از سه سال کار مداوم کار ساختمان آرامگاه به پایان رسید.

مقبره خیام از لحاظ معماری و ساخت یکی از مهم ترین ساختمانهای ساخته شده در زمان خود است. ارتفاع مقبره 22 متر است و استخوان بندی اصلی آن فلزی محاط در پوشش بتنی است. شکل بنا در پایین تقسیم بندی ده گانه دارد و فاصله پایه ها 5 متر است.

 

اضلاع بنا مستقیما به سمت بالا ادامه یافته و به صورت اشکال هندسی منظم تورفتگی پیدا می کنند و بعد به صورت تقریبا مخروطی شکل به هم رسیده، شبه گنبدی را در بالا به وجود می آورند که قسمت عمده آن مشبک و تو خالی و یادآور ستاره ای است که نماد شخصیت علمی و ستاره شناسی خیام تلقی می شود.

 سطح داخل و خارج مقبره با کاشیهای معرق و اشعار خیام مزین شده است. روکار بنا معرق کاری سنگی است و با قطعات نازک سنگهای محکم و شفاف ساخته شده است.

مقبره خیام

در کنار آرامگاه، هفت خیمه سنگی بسیار زیبا وجود دارد که در زیر هرکدام یک حوض آب با کاشی فیروزه ای رنگ ساخته شده است. هر کدام  از این عناصر در معماری مقبره خیام معنایی را تداعی می کنند. مثلا در چهار مقاله نظامی عروضی آمده است: شنیده بودم که خیام گفته بود:( من آرزو دارم مزارم در جایی باشد که در بهاران برگ گل روی مزارم بریزد ) بنابراین بنای یادبود و آرامگاه باید طور ی ساخته می شد که باز باشد و این خواسته خیام انجام شود.

 

در منتهی الیه محور نامبرده که فاصله نسبتا قابل توجهی با امامزاده محروق داشت در میان درختان کاج تنومند و زرد آلو محل مناسب بنا در نظر گرفته شد در اینجا اختلاف سطحی در حدود 3 متر وجود داشت که در فصل بهار شکوفه های زرد آلو روی مزار میریزد.

 

از همین وضعیت استفاده شد و مجموعه بنا شامل یک برج و چشمه سارهای اطراف آن به دور یک دایره بزرگ طراحی شد به طوریکه برج هم کف زمین و چشمه سارها در اختلاف سطح قرار گیرند. خیام در واقع سه شخصیت دارد: ریاضی دان است، منجم و شاعر که باید هر سه شخصیت در بنا نشان داده می شد.

 

دایره کف به ده قسمت تقسیم شد به طوری که برج یادبود بر 10 پایه مستقر باشد. عدد 10 اولین عدد دو رقمی ریاضی است و پایه اصلی بسیاری از اعداد است. از هر یک از پایه ها دو تیغه مورب به طرف بالا حرکت می کند به ترتیبی که با تقاطع این تیغه ها حجم کلی برج در فضا ساخته می شود و چون تیغه ها مورب اند خطوط افقی آنها باید ناظر به محور عمودی برج باشد. پس تیغه ها به صورت مارپیچ شکل به طرف بالا حرکت می کنند تا با هم تلاقی کنند و از طرف دیگر سر در بیاورند که خود یک شکل پیچیده ریاضی و هندسی است.

مقبره خیام

 این شکل و عدد 10 هر دو سمبل دانش ریاضی خیام هستند. بر خورد تیغه ها با یکدیگر فضاهای پر و خالی و به خصوص در بالا ستاره های درهمی را به وجود می آورند که از لابلای آنها آسمان آبی نیشابور پیدا است و به تدریج به طرف نوک گنبد ستاره ها کوچکتر می شوند تا درآخر یک ستاره پنج پر آنها را کامل میکند.

این ستاره ها و آسمان اشاره به شخصیت نجومی خیام دارد. برخورد تیغه ها با هم ده لوزی بزرگ می سازند که باید با کاشی کاری پر شوند. بهترین تزیین خود رباعیات خیام بود که به صورت خط شکسته و در هم به روش سیاه مشق های خطاطان بزرگی مانند میر عماد و بعضی استادان شکسته نویس با کاشی به صورت نقوش انتزاعی سرتاسر لوزی ها را پر کند .

به تقاضای انجمن آثار ملی شادروان استاد جلال همایی بیست رباعی به این منظور انتخاب کردند و استاد مرتضی عبدالرسولی زیبا نویسی ها را انجام دادند که با کاشی معرق آماده و به شکل کتیبه های تزیینی به ارتفاع حدود 14 متر داخل لوزی ها نصب شد.  در تاریخ معماری ایران اولین بار بود که خط شکسته در تزیینات بنا به کار رفت.

از داخل نیز قسمت های پر از جمله همین لوزی ها با نقش گل و برگ و پیچک باز از هم با کاشی معرق تزیین شدند و تماما اشاره به شخصیت شاعری خیام است. دور تا دور برج در قسمت اختلاف سطح چشمه سارها در اطراف یک دایره وسیع به مرکز خود برج ساخته شد. همه از سنگ گرانیت با اجزا مثلثی شکل و تورفتگی و برون آمدگی هایی که تا اندازه ای شکل خیمه را تداعی می کنند و این اشاره به نام خیام است چون پدرش خیمه دوز بود  نام او به همین مناسبت انتخاب شد.

 از طرف دیگر حوض ها با کاشی فیروزه که در مجموع قسمتی از ستاره را نشان می دهند به تعداد هفت پر به مفهوم هفت فلک و هفت آسمان و هفت تپه باز اشاره به افلاک و نجوم دانش دیگر خیام است. روی هم رفته مجموعه در یک حال و هوای شاعرانه با درختان تنومند در اطراف ساخته شد و همان طور که خواست خود خیام بوده کاملا باز است و مزارش بهاران گل افشان.


منبع: www.tebyan.net

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:58 |

انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری
انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری

معماری در ایران بیش از 6 هزار سال تاریخ پیوسته دارد. این معماری نه‌تنها فراتر از مرز جغرافیایی ایران امروزی نمودی بارز دارد بلكه از نظر تنوع، پهنه وسیعی را در بر می‌گیرد.  عناصر طراحی نیز در معماری ایرانی از قدمتی 3 هزار ساله برخوردار است.


این عناصر از تالار گوردخمه‌ها گرفته تا سقف چهارطاقی‌ها و چهارایوانی‌ها همواره در دوران‌های مختلف حضور داشته و تاثیرگذاری خود را در زندگی امروز نیز حفظ كرده‌اند. در واقع معماری ایرانی دارای استمراری بوده كه هر چند بارها بر اثر كشمكش‌های داخلی و هجوم‌های خارجی دستخوش فترت یا انحراف موقتی شده، با این همه به سبكی دست یافت كه با هیچ سبك دیگری اشتباه نمی‌شود.

در ایران معماری آثار تاریخی در عین اینكه دارای مفهوم و هدف دینی و آیینی است، مانند سایر نقاط جهان وابسته به عواملی چون اقلیم، مصالح موجود، فرهنگ منطقه، فرهنگ همسایه، دین و آیین و باور و بانی بناست.

معماران ایرانی تلاش می‌كردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیك‌ترین نقاط ممكن به‌دست آورند و ساختمان‌ها را چنان می‌ساختند كه نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و تنها به خود اكتفا كنند.

درون گرایی

یكی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده كه این امر به گونه‌ای معماری ایران را درون‌گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان‌دهی اندام‌های ساختمان در گرداگرد یك یا چند میان‌سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می‌كردند و تنها یك هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد.

مردم محوری

مردم‌محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیازهای او در كار ساختمان‌سازی است. در ایران هم مثل مكان‌های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می‌گرفته و روزن و روشندان را چنان می‌آراسته كه فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می‌آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یك بستر است و افراز طاقچه به اندازه‌ای است كه نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار كه مخصوص مهمان است به اندازه‌ای پهناور و باشكوه بوده كه شایسته پذیرایی باشد.

خودبسندگی

معماران ایرانی تلاش می‌كردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیك‌ترین نقاط ممكن به‌دست آورند و ساختمان‌ها را چنان می‌ساختند كه نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و تنها به خود اكتفا كنند. به این ترتیب كار ساخت‌وساز با شتاب بیشتری انجام می‌شد و ساختمان با طبیعت پیرامون خود سازگارتر بود و هنگام بازسازی و نوسازی نیز همیشه مصالح در دسترس است.

نیارش

نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح‌شناسی گفته می‌شود. معماران به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌كردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آنها به تجربه به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند كه همه بر پایه نیارش به دست آمده بود.

بناهای تاریخی ایران را بر اساس سبك معماری می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی كرد:

پیش از پارسی، پارسی، پارتی، خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی. در این تقسیم‌بندی چهار شیوه خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی از شیوه‌های دوران اسلامی هستند و به دنبال دگرگونی‌های پس از آمدن اسلام به ایران پدیدار شدند.

معماری پیش از پارسی

محوطه قدیمی زاغه در دشت قزوین، تپه سیلك كاشان، معبد چغازنبیل مربوط به دوران عیلامیان، تپه هگمتانه و نوشیجان تپه در استان همدان از نمونه‌های این معماری هستند. نمونه دیگر این دوران، معماری مادی استودان‌ها است كه برخی از آنها را در دكان داوود در نزدیكی سرپل ذهاب، در فخریك كردستان و... می‌توان مشاهده كرد.

انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری

معماری پارسی

محوطه تاریخی پاسارگاد به علاوه آرامگاه كوروش، كاخ آپادانا در شوش، مجموعه كاخ‌های تخت‌جمشید و آرامگاه‌های واقع در نقش رستم از نمونه‌های معماری‌های این سبك هستند. شیوه معماری پارسی، نخستین شیوه معماری ایران است كه روزگار هخامنشیان تا حمله اسكندر به ایران را در بر می‌گیرد. در این معماری، بیشتر از آنكه بتوانیم به یك سبك خاص اشاره كنیم می‌توانیم توانایی و هنر ایرانی را در تقلید درست و هماهنگی میان سبك‌های مختلف ارزیابی کنیم. 

در حقیقت بنیاد شیوه پارسی از همان ساختمان‌های ساده كه در سرزمین‌های غرب و شمال غرب ایران و دیگر جاها بوده برگرفته شده است اما پدیده تازه‌ای كه با گسترش فرمانروایی پارس‌ها روی می‌دهد، همكاری هنرمندان مختلف از سرزمین‌های گوناگون است. علاوه بر نمونه‌هایی كه به عنوان معماری پارسی ذكر شد می‌توان به الگوی چهار‌باغ اشاره كرد كه یكی از ماندگارترین ابداعات هخامنشیان در عرصه طراحی است كه در پاسارگاد پا به منصه ظهور گذاشت و ادامه یافت.

معماری پارتی

معبد آناهیتا در كنگاور، كوه خواجه در سیستان، آتشكده فیروزآباد، بازه هور در نزدیكی نیشابور، كاخ سروستان و كاخ قصر شیرین از نمونه‌های معدود این سبك معماری در داخل ایران به حساب می‌آیند. طاق كسری در نزدیكی بغداد، كاخ الحضرا، مجموعه فسا و كاخ آشور از نمونه‌های این سبك معماری هستند كه خارج از مرز جغرافیایی ایران امروزی قرار دارند. شاید بتوان گفت آنچه كه ما معماری پارتی می‌نامیم، نه معماری یونانی است و نه معماری هخامنشی. در این دوران معماران به نوآوری بزرگی در طول تاریخ بشری دست یافتند كه همان پوشش‌های طاقی در دهانه‌های بزرگ و گنبدها در زمینه چهارگوش است.

سرزمین آذربایجان در معماری ایران در رده نخست اهمیت جای دارد، چراكه سه شیوه معماری ایران یعنی پارسی، آذری و اصفهانی از آنجا سرچشمه گرفته و به سراسر كشور رسیده است.

شیوه خراسانی

مسجد جامع فهرج، تاریخانه دامغان؛ مسجد جامع اصفهان؛ مسجد جامع اردستان؛ مسجد جامع نایین و مسجد جامع نیریز از مثال‌های این شیوه معماری هستند. یكی از نمونه‌های ساختمان‌هایی كه در شیوه خراسانی پدیدار شد و در معماری ایران جایگاه ارجمندی پیدا كرد، مسجد است. از ویژگی‌های این شیوه سادگی بسیار در طراحی؛ پرهیز از بیهودگی؛ مردم‌محوری و بهره‌گیری از مصالح بومی است.

شیوه رازی

گنبد قابوس، مسجد جامع اصفهان (آغاز طرح چهار‌ایوانی)؛ مسجد جامع زواره؛ مسجد جامع اردستان (افزوده‌ها)؛ گنبد سرخ مراغه؛ رباط شرف؛ برج‌های خرقان و مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا با این شیوه بنا شده‌اند. شیوه معماری رازی همه ویژگی‌های خوب شیوه‌های پیشین را به بهترین گونه داراست. نغزكاری شیوه پارسی، شكوه شیوه پارتی و ریزه‌كاری شیوه خراسانی در شیوه معماری رازی با هم می‌پیوندند.

شیوه آذری

انواع بناهای تاریخی ایران بر اساس سبك معماری

گنبد سلطانیه، مسجد علیشاه تبریز، مسجد جامع ورامین، مسجد جامع یزد، مسجد گوهرشاد، مسجد میرچقماق یزد، مسجد بی‌بی خانم سمرقند، گور امیر سمرقند و مسجد كبود تبریز از بناهایی به سبك معماری آذری هستند. سرزمین آذربایجان در معماری ایران در رده نخست اهمیت جای دارد، چراكه سه شیوه معماری ایران یعنی پارسی، آذری و اصفهانی از آنجا سرچشمه گرفته و به سراسر كشور رسیده است. در این شیوه معماری بیشتر از هندسه در طراحی استفاده می‌كردند و به این سبب گوناگونی طرح‌ها در این شیوه بیشتر از همه است. ساختمان‌هایی كه در این شیوه ساخته می‌شدند، همچون گنبد سلطانیه و مسجد علیشاه تبریز از اندازه‌های شاهانه برخوردار بودند.

شیوه اصفهانی

مسجد امام اصفهان، مسجد شیخ لطف‌الله، مدرسه خان شیراز، مجموعه گنجعلی‌خان كرمان، كاخ چهلستون، هشت بهشت، مدرسه چهارباغ اصفهان، مدرسه امام كاشان و مدرسه آقا بزرگ كاشان از نمونه‌های این شیوه معماری به شمار می‌روند. خاستگاه این شیوه اصفهان نبوده ولی در اصفهان رشد كرده و بهترین نمونه‌های آن در این شهر ساخته شده‌اند. این شیوه كمی پیش از روی كار‌آمدن صفویان از زمان قره‌قویونلوها آغاز شده و در پایان روزگار محمد‌شاه قاجار، دوره نخست آن به پایان می‌رسد. دوره دوم آن زمان انحطاط این شیوه است كه در واقع از زمان افشاریان آغاز و در زمان زندیان دنبال شد ولی انحطاط كامل آن از زمان محمدشاه آغاز شد و در دگرگونی‌های معماری تهران و شهرهای نزدیك به آن آشكار شد و از آن پس دیگر شیوه‌ای جانشین شیوه اصفهانی نشد.

 منبع.www.tebyan.net

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:56 |

معرفی مسجد كبود

تاریخچه:

مسجد كبود

مسجد جهانشاه یا مسجد كبود (گوی مسجید) از آثار ابوالمظفر جهانشاه بن قرا یوسف از سلسله تركمانان قراقویونلو می باشد كه در870 هجری به همت و نظارت  جان بیگم خاتون،زن جهانشاه بن قرایوسف قره قویونلو ،پایان یافته است.

در كتابهای تاریخی،این بنای باشكوه را «عمارت مظفریه»خوانده اند كه مورد توجه ابو المظفر یعقوب بهادر خان قرار گرفت.در این روزگار تبریز در نهایت آبادانی و رونق بود.در نیمه اول قرن یازدهم هجری،كاتب چلبی و اولیا چلبی جهانگردان ترك عثمانی و در نیمه دوم همین قرن،تاورنیه و شاردون جهانگردان فرانسوی از این مسجد دیدن كرده بودند. كاتب چلبی در تاریخ جهان نما می نویسد:

«درگاه مسجد جهانشاه بلند تر از طاق كسری است.بنایی عالی است كه با كاشیهای زیبا آراسته شده،گنبد های بلندی دارد....جامع دل انگیزی است كه هر كس داخل شود دلش اجازه بیرون شدن را نمیدهد.لیكن شیعیان غالب‍ااز رفتن بدان مسجد خودداری میكنند.این بنا با كاشیهای زیبا آراسته شده،گنبدهای بلندی دارد و همه در و دیوار آن با كاشیهای رنگارنگ زینت یافته است»

مادام دیولافوا جهانگرد فرانسوی می نویسد:

«شهر تبریز ابنیه قدیمی زیادی ندارد اما آنچه باقی مانده شایان توجه است بهترین نمونه آن مسجد كبود است كه در قرن 15 میلادی در زمان جهانشاه قره قویونلوها ساخته شده است.متأسفانه گنبد این بنای بی نظیر به واسطه زلزله خراب شده و قسمتی از دیوارها را نیز با خود فرو ریخته است.این مسجد حیاط بزرگی داشته كه در اطراف آن طاق نماهای جالب توجهی بوده و در مركز آن حوض بزرگی برای وضو گرفتن وجود داشته است»

مسجد كبود

انگیزه ایجاد این مسجد را به خاطر علاقه جهانشاه قراقویونلو به مذهب شیعه یاد كرده و می نویسد: «این شخص دوستدار خاندان نبوت و عصمت و طهارت بوده است.در تمام كاشیكاریهای بی نظیرش،عبارت(علی ولی الله) و اسامی مقدس حسنین سلام الله علیها به اشكال مختلف ،زینت بخش دیوارها بوده است.سنگفرش كف این بنا بسیار باشكوه و خوش منظره بوده كه هنوز هم آسیب ندیده است.درب ورودی مسجد به دهلیز یا كفشكن باز می شود.مسجد مركزی بزرگ در جنوب دهلیز واقع شده است  .این مسجد به شكل مربع و طول هر ضلع آن شانزده ونیم متر است. گنبد فیروزه گون بزرگ و بسیار معروف مسجد كبود در بالای این قسمت قرار داشت.این گنبد بود كه مسجد را به فیروزه اسلام مشهور ساخته بود  .

متاسفانه پس اززلزله وحشتناك تبریز به سال 1192 هجری،تمام سقف مسجد فرو ریخته و خس و خاشاك فراوانی چون پوشاكی ستبر روی آنها را فرا گرفته و مرمر محراب بی نظیر آن از وسط شكسته و به روی خاك افتاده بود.

در صحن و محل عمارات ضمیمه مسجد كبود،دبستان جهانشاه و موزه آذربایجان بر پاست كه در سال 1337 ساخته شده و اكنون یكی از مراكز دیدنی و تاریخی تبریز می باشد. موزه مشروطیت مهمترین قسمت موزه آذربایجان است.

معماری مسجد:

مسجد كبود

نمای روبروی مسجد با سردرب كاشیكاری شده،شكوه و جلال به خصوصی دارد.مصالح بنا آجری است.سنگهای ساختمانی نادری در آن به كاررفته است.از بقایای مسجد معلوم می شود كه آجرها با گچ بند كشی شده است.صحن مربع شكل،حوضی برای وضو،شبستانهای اطراف برای درس و همچنین پناهگاه مستمندان،مسجد را تشكیل می دادند.در قسمت جلوی صحن و رو به قبله،بنای اصلی مسجد به پا شده كه محوطه ای محصور،پوشیده ومربع شكل است.فاصله پایه های سقف ضربی آن ، 12 متر است كه بر روی چهار پایه یك محوطه مربع شكل قرار دارد.بالای این بنا گنبدی قرار داشت كه از آجر ساخته شده بود ، كه ریخته است.تزیینات دل انگیز و زیبای متنوع به داخل مسجد اختصاص دارد.كف مسجد كاشیهای براق داشت. شبستان بزرگ محاط به رواق های به هم پیوسته است و از سه سو با طاقنماهایی به رواقهای اطراف خود ارتباط دارد . این شبستان با سقفی ضربی پوشیده شده است كه قطر دهانه آن 17 متر است . تنها خصوصیت جالب این گنبد ساخت آن برروی چهارپایه مربعی است كه این مربع خود به خود به تقارن و تجانس در درون مسجد می انجامد لذا عظمت و زیبایی مسجد را كه طی قرون مختلف به نامهای مختلف خوانده شده است باید به لحاظ معماری خاص آن دانست .

اگر نمازگاه را كه شامل محراب نیز است از بنای اصلی جدا كنیم، مربعی به طول 30 متر به وجود می آید.

مسجد كبود

آنچه در ابتدا به چشم ناظر می خورد، بزرگی و پهنای سردر است كه با دیگر قسمتهای بنا هماهنگ نیست . ارتفاع سردر دو برابر پهنای آن است اما خطای چشم در ارزیابی عمودی و افقی آن را مرتفع تر و بلندتر نشان می دهد . سر در با ویژگیهای خاص خود به سه قسمت تقسیم شده است ؛ دو پایه بزرگ كه طاق ضربی روی آنها زده شده و در وسط دو پایه محل استقرار درب ورودی است.حاشیه طاق سردر را ستون مارپیچی ممتد تشكیل می دهد.همه هنرها در كار تزیین این سردر به كار گرفته شده است.

این مسجد گلدسته ندارد. احتمالا محل دو گلدسته مسجد در انتهای دو دیوار جلویی بود، زیرا گذشته از این كه هیچ گونه محل ریزش ، پایه و پله ای برای صعود به گلدسته در محل نزدیك سردر مشاهده نمی شود، تمركز سردر عظیم بادو گلدسته مرتفع ظرافت و عظمت خاصی به بنا می داد كه با هنر سازندگانش مغایرت داشت و حتی كمترین اعتباری نمی توانست در معیارهای معماری داشته باشد .

مرمت و تعمیر بنا:

مسجد كبود

در مورد بناهای تاریخی،همواره هدف اصلی و اساسی مرمت است.

روش كار در مرمت مسجد كبود به این صورت می باشد كه قسمتهای تخریب شده  بعد از اینكه زیر سازی و سفید كاری گردید طرحها و كتیبه ها و امثال اینها بازیابی شده و سپس بر روی دیوار منتقل می شود و بعد از شیارزنی،دور خطوط رنگ آمیزی شده و در انتها با لایه پارالویید تثبیت می شود.

از سال 1376 مرمت نقش و نگار و از آبان ماه 1377 مرمت كتیبه ها آغاز و تا به حال نیز ادامه داشته است. در شبستان اصلی چهار پایه كتیبه های هفت پایه تكمیل و دوباره نویسی شده است.

طرحهای گره بندی اضلاع هر پایه تقریبا 60%مرمت شده است.طرحهای لچك و ترنج

چهار گوشه شبستان اصلی 90% مرمت شده است.كتیبه های فوقانی لچك و ترنج نیز 70%مرمت شده است. بقیه كار به صورت كادر بندی پیشرفته است.كاشیهای شش گوشه لانه زنبوری به كار رفته در شبستان كوچك تقریبا 20% به صورت نقاشی مرمت شده است.

 منبع.www.tebyan.net

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:48 |

مسجد شیخ لطف‌الله

 
مسجد شيخ لطف الّله

مسجد شيخ لطف الّله

اطلاعات اولیه
موقعیت اصفهان, ایران
سیستم مختصات جغرافیایی ‏۴۴″ ۴۰′ ۵۱°شرقی ‏۲۶″ ۳۹′ ۳۲°شمالی / ۵۱٫۶۷۸۸۹غرب ۳۲٫۶۵۷۲۲جنوب / -۵۱٫۶۷۸۸۹;-۳۲٫۶۵۷۲۲مختصات: ‏۴۴″ ۴۰′ ۵۱°شرقی ‏۲۶″ ۳۹′ ۳۲°شمالی / ۵۱٫۶۷۸۸۹غرب ۳۲٫۶۵۷۲۲جنوب / -۵۱٫۶۷۸۸۹;-۳۲٫۶۵۷۲۲ (نقشه)
وابسته به شیعه
استان استان اصفهان
کلان‌شهر اصفهان
شرح معماری
معمار(ها) استاد محمدرضا اصفهانی
نوع معماری مسجد
تمام شده 1618
مشخصات
مسجد شیخ لطف‌الله
کاشی‌کاری درون مسجد شیخ لطف‌الله
گنبد

مسجد شیخ لطف‌الله (ساخته شده در ۱۶۰۲ - ۱۶۱۹ میلادی) یکی از مسجدهای تاریخی و شناخته شده شهر اصفهان است که در دوران صفویه بنا شده‌است. این مسجد شاهکاری از معماری و کاشی‏‌کاری قرن یازدهم هجری است که توسط استاد محمدرضا اصفهانی از معماران نامدار آن دوره ساخته شده‌است. مسجد شیخ لطف‌الله به فرمان شاه عباس اول در مدت هیجده سال بنا شده‌است. این مسجد در ضلع شرقی میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالی‌قاپو و در همسایگی مسجد امام واقع شده‌است. این مکان مذهبی برای تجلیل شیخ لطف‌الله جبل‌عاملی بنا گردیده‌ و سالانه گردشگران زیادی را جذب خود می‌کند.

محتویات

[نهفتن]

پیشینه [ویرایش]

طرح این مسجد در زمانی که نقشه چهارباغ و باغ هزارجریب به مرحله اجراء درآمد ریخته شد و در دورانی که معماری صفویه به شکوفایی رسیده بود مورد بهره برداری قرار گرفت. ساخت این مسجد در نیمه اول قرن یازده هجری، در سال ۱۰۱۱ هجری قمری (۱۶۰۲ (میلادی)) و به فرمان شاه عباس اول آغاز شد و در سال ۱۰۲۸ هجری قمری (۱۶۱۹ (میلادی)) به پایان رسید. ساخت این مسجد هجده سال به طول انجامید. معمار این مسجد استاد محمدرضا اصفهانی، پسر استاد حسین بنا اصفهانی بوده‌است. این مسجد بر خرابه‌های مسجدی که قبلا در آن محل بوده ساخته شد. مسجد شیخ لطف‌الله به نام یکی از علمای بزرگ عصر صفوی به نام شیخ لطف‌الله جبل‌عاملی، نامیده شده‌است. شیخ لطف الله یکی از علمای بزرگ دوره صفوی بود. وی از اهالی جبل عامل لبنان بود که مانند شیخ بهایی و برخی علمای دیگر توسط شاه عباس از لبنان به ایران مهاجرت نموده و ابتدا در مشهد و قزوین و پس از آن در اصفهان ساکن شد. از آنجا که حکومت صفوی، حکومتی مذهبی بود و به اسلام و به خصوص مذهب تشیع بسیار بها می‌داد، علمای آن را نیز تکریم می‌کرد. از سوی دیگر شیخ لطف الله پدر زن شاه عباس بود. از این رو در محل زندگی شیخ، مسجد و مدرسه‌ای به نام او ساخته شد که در این محل به تدریس دروس فقهی و جلسات دینی اشتغال داشت. شیخ بنا به استفتای خود که برگزاری نماز جمعه در غیاب امام زمان را مجاز می‌شمرد، به اقامه نماز جمعه در این مسجد می‌پرداخت و مقلدان او نیز به او اقتدا می‌نمودند.[۱]

ساختمان [ویرایش]

نمای زیر گنبد مسجد

تزئینات کاشی‏کاری آن در داخل از ازاره‏‌ها به بالا همه از کاشی‌های معرّق پوشیده شده‌است. مسجد شیخ لطف الله‏ یکی از زیباترین آثار تاریخی اصفهان در ضلع شرقی میدان نقش جهان و مقابل عمارت عالی‌قاپو واقع شده‌است. شماری از کاشیکاری‌های معرق درون و بیرون گنبد و کتیبه‌های خط ثلث آن به خط علی‌رضای تبریزی عباسی است. این مسجد به علت اینکه نه دارای مناره‌است و نه دارای شبستان ورودی (حیاط) و همچنین ورودی آن پله می‌خورد، غیر طبیعی است. عدم وجود شبستان و صحن ورودی، این مسجد را به مقتضیات تقارنی میدان نقش جهان (قرار گرفتن مسجد رو به روی عمارت عالی‌قاپو) که در نهایت منجر به این مسئله شده‌است که نتوان صحنی یا حیاطی رو به قبله که برای نمازگزاری استفاده شود، برای آن طراحی کرد. سر در معرق آن تا پایان سال ۱۰۱۱ قمری هجری ساخته و پرداخته شده واتمام ساختمان و تزئینات آن در سال ۱۰۲۸ هجری قمری بوده‌است. کتیبه سر در آن به خط ثلث علیرضا عباسی و مورخ به سال ۱۰۱۲ هجری است، معمار و بنای مسجد استادمحمدرضا اصفهانی بوده‌است که نام او در داخل محراب زیبای مسجد در دو لوحه کوچک به این شرح ذکرشده عمل فقیر حقیر محتاج برحمت خدا محمدرضا بن استاد حسین بنا اصفهانی ۱۰۲۸ خطوط و کتیبه‌های داخل مسجد کار علیرضا عباسی خطاط بسیار مشهور زمان شاه عباس و باقر بنا خوشنویس گمنام آن دوره‌است که نمونه خط ثلث او با خط علیرضا عباسی برابری می‌کند. داخل و خارج گنبد بی‌مانند این ابنیه که از زیباترین گنبد‌های جهان به شمار می‌رود، از کاشی‌های معرّق نفیس پوشیده شده‌است. باستان‌شناسان خارجی عظمت معماری این مسجد را ستوده‌اند. استفاده از نور طبیعی و رنگ‌های زیبا همه و همه از جمله ویژگی‌های چشمگیر این بناست. شیخ لطف‌الله از علمای بزرگ شیعه از مردم میس و از اهالی جبل عامل یعنی لبنان امروزی بوده‌است که به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزید و به منظور تجلیل از او این مسجد برای تدریس و نمازگزاری وی اختصاص داده شد و نام مسجد مزبور به شیخ لطف‌الله از همین جهت است. سبک معماری این بنا به شیوه اصفهانی است.[۲] جلو خان مسجد با عقب نشستگی از بدنه شرقی میدان آغاز می‌شود. بعد از عبور از چهار پله به محوطه سردر می‌رسیم. قسمت پایینی دیوارهای این محوطه با سنگ مرمر زرد پوشیده شده‌است، سکوهای بزرگ کناری هم از همین نوع سنگ هستند. در ورودی مسجد به صورت دو لنگه‌است که از چوب چنار یک‌پارچه ساخته شده‌اند و پس از گذشت چهارصد سال هنوز پابرجا هستند. در جلوی‌ مسجد حوض‌ ۸ ضلعی‌ زیبایی‌ قرار داشته‌ که‌ در سال‌های‌ ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۸ خ برداشته‌ شده‌ است‌. در این‌ زمان‌ پوشش‌ کف‌ گنبدخانه‌ از جنس‌ گچ‌ بوده‌ و پنجره‌های‌ چوبی‌ منصوب‌ در آن‌ روشنایی‌ زیرزمین‌ را تامین‌ می‌کرده‌ است‌.[۱]

جهت بنا نسبت به قبله [ویرایش]

یکی از ویژگی‌های این مسجد چرخش ۴۵ درجه‌ای است که با محور شمال-جنوب دارد که در اصطلاح، پاشنه نامیده می‌شود. علت وجودی این چرخش این است که در معماری ایرانی-اسلامی، مساجد به گونه‌ای طراحی می‌شوند که کاربر هنگام ورود به شبستان در جهت قبله قرار گیرد، خالق بنا این دوگانگی را، با استفاده از پاشنه حل نموده است. به دلیل این که مسجد در ضلع شرقی میدان واقع است و خواه و ناخواه در ورودی مسجد به سمت مشرق میدان خواهد بود، اگر بنا بود مسجد را نیز به همین جهت می‏ساختند کار جهت یابی از لحاظ قبله مختل می‏شد. در اینجا با ایجاد یک راهرو که از ابتدای مدخل مسجد به سمت چپ و سپس به سمت راست می‏چرخد بر این مشکل فائق آمده‏اند یعنی اگر چه ساختمان مسجد در مشرق است و از نمای خارجی آن چنین بر می‏آید که دیوار جبهه آن در جهت شمال به جنوب است لکن در همین محراب دیوار بنا شده که به سوی قبله‌است و وقتی به عظمت این فکر پی می‏بریم که در بیرون مسجد اثری از کجی و زاویه به چشم نمی‏خورد، اما به مجرد ورود ناچاریم قبول کنیم که صحن نسبت به نمای خارجی پیچشی دارد در صورتی که گنبد کوتاه این مسجد به علت مدور بودن، جهت یا زاویه مخالفی نشان نمی‏دهد.[۱]

دیدگاه‌ها [ویرایش]

لوییس ای کان، معمار برجسته جهانی در بازدیدی که از اصفهان داشت در رابطه با شیخ لطف‌الله این چنین عنوان کرده‌است:

« من فقط در عالم خیال و با جوهری از طلا و نقره می‌توانم چنین اثری را تصور کنم.  »


پروفسور پوپ در کتاب بررسی هنر ایران نوشته‌است:

« به سختی می‌توان این اثر را محصول دست بشر دانست. و نیز در جایی دیگر بیان کرده: کوچکترین نقطه ضعفی در این بنا دیده نمی‌شود، اندازه‌ها بسیار مناسب، نقشه طرح بسیار قوی و زیبا و به طور خلاصه توافقی است بین یک دنیا شور و هیجان و یک سکوت و آرامش باشکوه که نماینده ذوق سرشار زیباشناسی بوده و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمی‌تواند داشته باشد.  »

همچنین به دلیل عظمت معماری و تاریخی این بنای مذهبی ایران، تمبر مشترکی با نقش این بنا و اثری تاریخی از چین منتشر شده‌است.[۱]


نگارخانه [ویرایش]

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:45 |
 

عمارت آصف
عمارت آصف، یكی از قدیمی ترین بناهای موجود در شهر سنندج است كه نام خود را از آصف دیوان گرفته است. این عمارت در ضلع شمالی خیابان امام خمینی(ره) سنندج در مجاورت بناهایی چون «دژسنه» قلعه سنندج ، مسجد جامع عمارت ملالطف الله شیخ الاسلام واقع شده است.

بانی اولیه خانه آصف را خانواده معتمد هاشمی ها می دانند كه در دوره صفوی می زیسته اند. بعد ها میرزا رضا وزیر، پدر علی نقی خان معروف به آصف دیوان آن را تملك كرد كه براساس مدارك تغییرات اساسی در زمان وی در مجموعه ایجاد شد . نام گذاری این خانه به خانه كُرد (موزه مردم شناسی كردستان) هم به این دلیل است كه این عمارت بخشی از مجموعه بزرگ خانه كُرد است كه افزون بر عمارت آصف شامل عمارت شیر دیوان ، منزل ارسلان آصفی و منزل شجاع لشكر است.

معماری عمارت آصف
این مجموعه بزرگ قریب به ۴ هزار متر مربع عرصه و اعیانی دارد و در زمره خانه اعیانی مسكونی مورد توجه در معماری خانه های شهر است. این بنا در كنار سردر و دالان ورودی و اتاق تقسیم آب دارای ۴ حیاط است كه عبارتند از حیاط بیرونی (اصلی)، حیاط اندرونی، حیاط مستخدمان و حیاط مطبخ.



حیاط بیرونی (اصلی)
دارای پلانی مستطیل شكل و یك ایوان است كه یادآور معماری سبك اصفهانی است.در داخل حیاط آب نمای بزرگی در مقابل تالار اصلی قرار گرفته و در كنار آن باغچه بزرگی وجود دارد كه به ۴ بخش تقسیم شده است. در ضلع شمالی این حیاط، تالار اصلی با ایوان ستون دار چوبی و سرستون های مقرنس كاری شده قرار دارد، تالار اصلی به فرم چهار طاقی است و گنبدی آن را مسقف كرده است.

در ضلع جنوبی فضای گنبد خانه، اروسی پركاری با طرح مهندسی و گره چینی تعبیه شده كه در نوع خود در منطقه غرب كشور كم نظیر است. در پشت گنبد خانه فضای طنبی (طنابی) به شكل مستطیل قرار دارد كه با طاق وتویزه (نوعی نقش و نگار) مسقف شده است.در دو طرف فضای تالار اصلی، دو راهرو با سردرهای تودرتو در دو اشكوبه ایجاد شده است.

بخش شرقی آن قدیمی و همزمان با تالار ساخته شد، ولی بخش غربی جدید تر و براساس نقل قول ها و اسناد موجود، دچار حریق شده و در سال های اوایل حكومت پهلوی مانند فضاهای بخش شرقی و با اندكی تفاوت بازسازی شده است. پوشش و سقف فضاهای ضلع شرقی تالار اصلی در قسمت های راهرو و اتاق های طبقه همكف به روش تیرپوش و فضاهای فوقانی به صورت طاق تویزه است.

معماری بخش ضلع غربی حیاط اصلی كه احتمال می رود در زمان میرزا رضایی، وزیر میرزا علی نقی آصف به مجموعه الحالق شده با دیگر بخش ها بویژه تالار اصلی ضلع شرقی تفاوت دارد. فضای یاد شده دارای یك ایوان سراسری با ستون های چهار ضلعی است.در پشت این ایوان سراسری، یك تالار با اروسی بسیار و طرح اسلیمی وجود دارد كه روی یكی از لنگه های آن تاریخ ۱۳۲۳ نوشته شده است.سقف این بخش با طاق و تویزه و تزئینات گچبری با طرح پرنده و سقف ایوان آن مسطح و قاب بندی شده است.

در دو طرف بخش، دو راهرو قرار دارد كه بالای آنها اتاق هایی با استفاده از اروسی هایی است كه این فضاها در معماری مسكونی به كشواز معروف است. در كنار راهروهای جنبی دو اتاق وجود دارد كه یكی از آنها متصل به حمام است و دیگری متصل به حیاط اندرونی است.در این فضا به جای استفاده از طرح سه دری از یك اروسی چهار لنگه با طرح اسلیمی استفاده شده است . سقف این فضا هم مسطح و به روش تیر پوش و دارای قاب بندی طراحی شده است.



حیاط اندرونی
در ضلع شمالی عمارت حیاط اندرونی واقع شده كه در اوایل دوره پهلوی و براساس معماری بومی منطقه كه ایوان ستون دار مشخصه آن است، در سه طبقه ایجاد شده است.فضاها در سه طبقه كه شامل زیرزمین و ایوانی با شش ستون چوبی و تزئینات گچبری و سر ستون هایی به شیوه كورنتی ساخته شده است و یك ایوان ستون دار كوچك تر در دو طبقه، با راه پله ای كه مقابل ایوان اصلی قرار داده شده است.این بخش سال ۱۳۱۶ به وسیله استاد كاران بومی و چند استاد كار همدانی ساخته شده است.

حیاط مستخدمها
در ضلع جنوبی مجموعه، در كنار دالان ورودی، حیاطی با فضاهایی كه در پیرامون آن وجود داشته قرار دارد كه متأسفانه در سه، چهار دهه اخیر تخریب شده است. این گونه پیداست كه از بخشی از آن به عنوان زورخانه استفاده می شده است .

در بررسی ساخت و سازهای جدید كه در این بخش انجام شده بقایای حوض آب و سازه های معماری به دست آمده است و براساس نقل قول های محل، ساختمانی جدا از عمارت آصف بود. این عمارت مربوط به خانواده اردلان و به نام منزل علی خان سرهنگ معروف بوده است كه در سال ۱۳۲۰ ه.ق به حیاط بیرونی مجموعه عمارت آصف الحاق و به صورت میان دروازه، اتاق نگهبانی دربانی و حیاط بیرونی تبدیل شده است. این بخش در خیابان كشی سال های ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۶ تخریب شده و به عنوان حیاط مستخدمان كاربرد داشته است.

حیاط مطبخ
در كنار حیاط مستخدمان در گوشه ضلع جنوبی عمارت، حیاط كوچك تری قرار دارد كه به حیاط مطبخ معروف است. این حیاط مستطیل شكل و دارای آب نمایی سنگی است. فضای مطبخ (آشپزخانه) با طاق و تویزه مسقف شده است. معماری این فضا نشانه هایی از همزمانی با تالار اصلی شمالی مجموعه كه مربوط به دوره صفوی است را دارد.

حمام
یكی ازویژگی های بارز این عمارت، وجود حمامی بسیار زیباست كه در جنوب غربی مجموعه واقع شده است. حمام دارای بخش های سردر، راهرو، حمام سرد (سربینه)، حمام گرم، خزینه، تون، منبع آب اضافی و سرویس بهداشتی و خلوتی (رخت كن) است.

از ویژگی های بارز حمام وجود ستون های سنگی حجاری شده كه به صورت طنابی شكل در بدنه و مقرنس در سرستون ها تزئین شده است . همچنین تزئینات پركار آهك بری در همه بخش های حمام از ویژگی های بارز آن است. طرح های متنوع گل و بوته و بویژه طرح های هندسی از تزئینات آهك بری حمام است كه به طور كامل مرمت شده است.




نحوه آبرسانی
آب این مجموعه از یك رشته قنات كه از غرب شهر سنندج به وسیله تنبوشه های سفالی و لوله های فلزی جدید جاری است، تأمین می شود. برای تنظیم و تقسیم مناسب آب، فضایی در كنار دالان ورودی ساخته شده كه به اتاق تقسیم آب معروف است.

هم اكنون آب نماهای حیاط بیرونی، اندرونی، مطبخ و حیاط مستخدمان فعال است و زیبایی چشمگیری به مجموعه بخشیده است. فاضلاب مجموعه نیز بیش از ۳۰۰ سال سابقه دارد. سقف اتاق تقسیم آب با طاق و تویزه مسقف شده و دارای دو حوض آب است كه به ترتیب آب در داخل آنها جریان و تقسیم می شود.

سردر، هشتی و دالان ورودی مجموعه
سردر ورودی كه خانه آصف به فرم « نیم هشتی» در سال های ۱۳-۱۳۱۲ شمسی ساخته شده است. گویا پیش از ساخت این سردر، كوچه ای تنگ راه ورودی به عمارت بوده و از این رو آن را كوچه باریكه می خواندند.

با ساخت خیابان بخشی از این سردر تخریب و سردر جدید به جای آن ساخته شد. سردر دارای پلان نیم هشتی و متأثر از بناهای شیر دیوان و عمارت ملالطف الله شیخ الاسلام است. با این تفاوت كه انحنای بیشتری در زوایا و اضلاع و حركت فوق العاده ای در نما با ایجاد ستون نما، طاق نما و حركت های نیم دایره ای آن دیده می شود. این سردر با نمای آجری زیبا به دست استاد عباس زمانی كردستانی و با همكاری استاد عسكر موسوی كردستانی ساخته و تزئین شده است.

در پشت سردر ورودی و متصل به آن، هشتی مستطیل شكل دیده می شود و در ادامه آن دالانی دراز قرار گرفته كه با روش (طاق تیرگم)، دو پوسته، مسقف شده است. در واقع دسترسی به عمارت آصف با عبور از سردر هشتی و دالانی صورت می گیرد.

تزئینات معماری
گچبری در بیشتر فضاهای درونی و بیرونی از طرح های گل و بوته به صورت بسیار برجسته و رنگی كار شده است. اروسی های مجموعه با دو طرح گره چینی هندسی و اسلیمی ساخته شده اند اروسی با گره چینی هندسی مربوط به دوره صفوی و با طرح اسلیمی مربوط به دوره قاجار و كار استادكاران بومی و محلی كردستان است. از دیگر تزئینات این مجموعه مقرنس كاری در تالار اصلی، حجاری سنگی ستون ها و آهك بری در حمام قابل عنوان است.

متأسفانه از معماران مجموعه، نامی به جای نمانده است ولی در زمینه آجرتراشی و نجاری و آهك بری نام چند استان را می توان عنوان كرد كه از جمله آنها استاد عبدالله نجارباشی كردستانی اروسی بزرگ تالار اصلی را مرمت كرده و استاد عباس نجار باشی كردستانی ساخت و یا مرمت دیگر اروسی ها را برعهده داشته است.

مرمت، احیا و تغییر كاربری
عمارت آصف در سال ۱۳۷۶ از سوی اداره كل میراث فرهنگی وقت تملك و كار مرمت و احیای آن از سال ۱۳۷۸ آغاز شد كه هنگام مرمت، دو قطعه مشبك گره چینی در تالار اصلی كشف شد كه سبك آنها با آثار گره چینی اروسی اصلی تالار و با نمونه های دوره صفوی قابل مقایسه است و در سال ۸۲ به موزه مردم شناسی یا خانه كرد تغییر كاربری داد. هم اكنون در فضاهای این مجموعه، موزه مردم شناسی به منظور معرفی فرهنگ و آداب و رسوم مردم كرد به نمایش گذاشته شده است.
 
منبع.www.marpiich.com
+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:39 |

بلندترین برج آجری جهان

گنبد قابوس

برج گنبد کاووس یا میل گنبد، واقع در شهر گنبد کاووس دراستان گلستان ایران، بلندترین برج آجری دنیاست که در قرن چهارم هجری، یازدهم میلادی بنا شده است. 

 این بنا، طبق کتیبه کوفی آجری گرداگرد آن، درسال 397 هجری قمری برابر با 375 هجری شمسی در زمان سلطنت شمس المعالی قابوس بن وشمگیر از پادشاهان آل زیار ساخته شده است. شهر گنبد کاووس کنونی در حوالی شهر جرجان کهن قرار دارد که پایتخت پادشاهان آل زیار بوده است. این برج از زیباترین و باشکوه‌ترین بناهای اوایل دوره اسلامی است که علیرغم استفاده بسیار کم از عناصر تزیینی در آن، دارای ساختاری متناسب، موزون، مستحکم و زیباست که نوعی احساس شکوه و زیبایی را به بیننده القا می‌کند.

این بنای باشکوه بر روی تپه‌ای ساخته شده است که نزدیک 15متر از زمین اطراف آن بلندی دارد و ساختمان آن از سه بخش پی، بدنه و گنبد تشکیل شده که روی هم رفته 55 متر ارتفاع دارند. بدین ترتیب، با احتساب ارتفاع تپه، این برج حدود 70 متر از سطح زمین های اطراف مرتفع تر است که این موضوع به شکوه و جلال آن افزوده است.

بدنه برج بر روی پایه‌ای مدور قرار گرفته که تنها نزدیک به دو متر آن بیرون از سطح زمین قرار دارد و حجم وسیعی از آن در دل تپه فرورفته است. بدنه برج از خارج دارای 10 پره مثلثی شکل است که به فواصل مساوی از یکدیگر قرار دارند و از پای بست بنا شروع و تا زیر گنبد ادامه دارند. بدنه بنا سراسر از آجرهای پخته قرمز رنگ ساخته شده که در نهایت پختگی و استحکام هستند و به علت تابش آفتاب در طول قرن ها به رنگ زرد طلایی زیبایی درآمده که خود بر زیبایی بنا افزوده است.

شاید کمتر کسی از مردم ایران می دانند که این برج در یک‌نظرسنجی بین المللی از سوی شماری از معماران مشهور جهان، به عنوان بهترین اثر مهندسی تاریخ بشر انتخاب شده است. دلایل این انتخاب جالب است: این برج که بیش از 50 متر ارتفاع دارد، بیش از هزار سال پیش ساخته شده و در این مدت دو بار زلزله‌های شدیدتر از 6 ریشتر را از سر گذرانده، اما همچنان سالم، استوار و پابرجا ایستاده است. برج گنبد فقط از آجر ساخته شده و درآن هیچ خبری از بتون آرمه و اسکلت فلزی و فولاد و ... نیست. در حالیکه نه فرسوده شده و نه زلزله توانسته حتی یک ترک به آن بیندازد.

گنبد مخروطی بنا به ارتفاع 18 متر بدون هیچ واسطه‌ای برروی بدنه برج قرار گرفته و دارای شیب تند و سطح صاف و صیقلی است و برخلاف اکثر برج‌ها و گنبدهای آرامگاهی، تک پوش است که این موارد باعث ماندگاری آن شده است.

شاید کمتر کسی از مردم ایران می دانند که این برج در یک‌نظرسنجی بین المللی از سوی شماری از معماران مشهور جهان، به عنوان بهترین اثر مهندسی تاریخ بشر انتخاب شده است. دلایل این انتخاب جالب است: این برج که بیش از 50 متر ارتفاع دارد، بیش از هزار سال پیش ساخته شده و در این مدت دو بار زلزله‌های شدیدتر از 6 ریشتر را از سر گذرانده، اما همچنان سالم، استوار و پابرجا ایستاده است. برج گنبد فقط از آجر ساخته شده و درآن هیچ خبری از بتون آرمه و اسکلت فلزی و فولاد و ... نیست. در حالیکه نه فرسوده شده و نه زلزله توانسته حتی یک ترک به آن بیندازد.

محاسبات مهندس سازنده برج آن قدر دقیق بوده است که برج حتی در شدیدترین زلزله هم پس ازلرزه‌ها و تکان‌های معمول دوباره دقیقاً سر جای خود بر می‌گردد. همچنین دقت در برآورد مقاومت مصالح آن نیز حتی افزونتر از محاسباتی است که هم‌اکنون پیچیده‌ترین دستگاه های محاسبه انجام می‌دهند.

با اینکه تاریخ نویسان و محققان میراث فرهنگی غالباً این ساختمان را آرامگاه امیرقابوس می‌دانند، بعضی از تاریخ نگاران نجوم ایران از روی قرائنی پنداشته‌اند که این بنا به عنوان رصدخانه ساخته شده است. زیرا در کاوش‌های این بنا از باقیمانده جسد اثری یافت نشده است.

در کتاب «ذخیره خوارزمشاهی» نوشته سیداسماعیل جرجانی درباره منجمی به نام کوشیار گیلانی سخن رفته که در خدمت امیر قابوس بوده‌است. در کتاب «فرهنگ ادبیات فارسی دری» راجع به کوشیار گیلانی نوشته شده است که رصدخانه‌ای بنا کرده که به نام وی مشهور بوده، که البته مکان آن مشخص نشده است. بدین ترتیب برخی این احتمال را مطرح کرده‌اند که برج قابوس همان رصدخانه‌ای است که به دستور قابوس و بر اساس نقشه و طرح کوشیارگیلانی ساخته شده است.

به عقیده برخی از پژوهشگران نیز، بنای مزبور چه رصدخانه باشد و یا برای مقبره ساخته شده باشد، با توجه به سبک معماری آن که همانندی در ایران ندارد و همچنان پره‌های مثلثی آجری که در بدنه آن به کاررفته است، القا کننده مفهوم و معنای اساطیری و رمزی است و نمونه‌ای است از یک الگوی کلی در معماری که آن را «ستون کیهان» می‌نامند و رمزی از محورعالم است. به نوشته «میرچا الیاده»، رمز محور کیهان که زمین را به آسمان می پیوندد، تقریباً در همه مکان‌های قدسی به صور مختلف یافت می شود: برج‌های هرمی شکل ناقوس‌دار، ستون‌های کلیساها، مناره‌های مساجد، و معابد و ابنیه دینی برج مانند و چند طبقه به شکل هرم که حول محوری مرکزی بنا شده و طبقات مختلفشان به سوی آسمان قد می‌کشند.

گنبد قابوس

پروفسور آرتور پوپ در مورد این بنا چنین نوشته‌است:

در زیر سمت شرق کوه‌های البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی ازبزرگ‌ترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد برافراشته‌است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر است و برج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگنده‌ای با نیروی ایمان در نبردرودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین عظیم و مقتدر وجود دارد.

این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله‌دار کفشکی ساخته شده‌است دوپوسته ‌است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاکی به شکل نیم تخم مرغی و از آجرمعمولی است و پوسته بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی18 متر است در بدنه شرقی روزنه‌ای تعبیه شده که ارتفاع آن یک متر و نود سانتیمتر است عرض روزنه در قسمت بالا 73 و در وسط 75 و در پایین 80 است.

در ضلع جنوبی آن یک ورودی است که 1/5 متر عرض و 5/55 متر ارتفاع دارد. در درون طاق هلالی سردر آن، مقرنسی است که به نظر می‌رسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است. شاید این مقرنس ساده و درعین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی باشد که بتدریج تکمیل شده‌است. دکتر ویلسن آمریکایی نماینده دانشگاه پنسیلوانی نیزدر بازدید و تحقیقاتی که از این بنا داشته راجع به این مقرنسها چنین نوشته‌است: بالای در، داخل هلال مدخل گلویی مقرنسی است که در مراحل اولیه ترقی است و این یکی از نمونه‌های تزئیناتی است از اصول یک معماری که بعد اهمیت پیدا کرده‌است. در ردیف کتیبه کوفی به صورت کمربندوار بدنه را آرایش کرده‌است؛ یک ردیف آن در ? متری پای آن و دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند. نوع نوشته کوفی کتیبه‌ها ساده و آجری است حروف آن آرایش ندارند. بر جسته و خوانا هستند و حاشیه دورآنها قاب مستطیلی شکلی است از آجر .


منبع: www.tebyan.net

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:30 |

آرامگاه فردوسی و چگونگی ساخته شدن آن

آرامگاه فردوسی و چگونگی ساخته شدن آن

در حدود سالهای ۱۳۰۰ و ۱۳۰۱ گروهی از فرهنگ دوستان و دانشمندان انجمنی را بنام انجمن آثار ملی پایه گذاری کردند. این گروه برنامه های زیادی برای بزرگداشت مفاخر ملی و میراث فرهنگی مادی و معنوی برگزار کردند.

نخستین اقدام مهم و اساسی این انجمن ساخت بنای آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی و تشکیل کنگره بین المللی هزارمین سالروز تولد فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی بود.


 دکتر عیسی صدیق اعلم یکی از اعضای انجمن آثار ملی که یکی از کسانی که در شناسایی و ساخت بنای آرامگاه و جشن بزرگداشت فردوسی در جریان امر بود در سال ۱۳۵۴ در مقاله‌ای بنام چگونه آرامگاه فردوسی بوجود آمد؟ در مورد روند طی شده می نویسد: انجمن با جمع آوری اعانه از مردم کارهای آماده سازی برای ساخت بنایی در خور حکیم توس را آماده کرد.

تختگاهی یافتند که طولش شش متر و عرضش پنج متر بود و مدفن حکیم توس بودحاج میرزا علی قائم مقام باغ را که بیست و سه هزار متر وسعت داشت به همراه هفت هزار متر فرزندانش به انجمن اهدا کرد

روند طی شده ساخت مقبره 

 به گفته صدیق اعلم در سال ۱۳۰۳ از مجلس درخواست کمک کرد. اما چون این برنامه همزمان با غوغای جمهوری خواهی و تغییر سلطنت شد به تعویق افتاد. در بهمن سال ۱۳۰۴ لایحه‌ای در مجلس به تصویب رسید که به موجب آن تمبری بنام فردوسی چاپ و درآمد آن مستقیما به ساختن آرامگاه اختصاص داشت. در ۲۹ تیر ۱۳۰۶ قانونی به تصویب مجلس رسید که ماده واحده آن این بود: مجلس شورای ملی به اداره مباشرت مجلس اجازه می‌دهد که از صرفه جویی‌های ۱۳۰۶ مجلس شورا مبلغ بیست هزار تومان برای ساخت مقبره فردوسی اختصاص دهد تا علاوه بر وجوه اعانه که توسط انجمن آثار ملی برای همین منظور جمع آوری شده است با نظارت اداره مباشرت مجلس صرف شود. با این مبلغ و مبلغ جمع شده توسط انجمن که حدود ۶۰ هزار تومان بود کار ساخت آرامگاه آغاز شد و در سال ۱۳۰۹ به پایان رسید .

برای آغاز ساختمان باید محل دقیق مدفن فردوسی مشخص می‌شد. نخستین منبعی که از مدفن حکیم توس نام برده بود نظامی عروضی در چهار مقاله بود که آن را جایی نزدیک دروازه رزان توس در محل باغ خانوادگی او ذکر کرده بود. در اردیبهشت ۱۳۰۵ ارباب کیخسرو شاهرخ برای تعیین مکان دقیق مدفن فردوسی راهی توس شد.

باغ حاج میرزا علی

آرامگاه فردوسی و چگونگی ساخته شدن آن

 با تحقیقات به عمل آمده مشخص شد باغ حاج میرزا علی قائم مقام نایب التولیه است. با همکاری مقامات استان سراسر باغ کاوش شد و در باغ تختگاهی یافتند که طولش شش متر و عرضش پنج متر بود و مدفن حکیم توس بودحاج میرزا علی قائم مقام باغ را که بیست و سه هزار متر وسعت داشت به همراه هفت هزار متر فرزندانش به انجمن اهدا کرد و ساخت آرامگاه در مساحتی حدود سی هزار متر آغاز شد.

نقشه بنا را که به اصرار انجمن شبیه آرامگاه کورش بود آندره گدار و پرفسور هرتسفلد دادند و مهندس کریم طاهرزاده برآن نظارت کرد. معمار ساختمان نیز حسین لرزاده بود. مساحت ساختمان ۹۴۵ متر بود و بهترین حجاران تصاویری از شاهنامه را بر دیوارهایش حک کردند. بنای آرامگاه در مهر ۱۳۱۳ به مناسبت جشن هزاره فردوسی افتتاح شد. این بنا در سال ۱۳۴۸ گسترش یافت و باغ اطراف آن به همراه موزه کنارش ساخته شد .


منبع: www.tebyan.net

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:28 |

خانه بروجردی‌ها

خانه بروجردی ها

خانه بروجردی‌ها متناسب با خصوصیات اقلیمی و شرایط آب و هوایی منطقه کویری کاشان طراحی و ساخته شده، به گونه‌‌ای که در گرمای شدید تابستان هوای خنک و بسیار مطبوعی از طریق بادگیرهای واقع در بالای پشت بام به صورت طبیعی و دائمی به زیرزمین‌ها سرازیر شده و در آنها جریان می یابد. خانه بروجردی‌ها به طور کلی شامل دو بخش بیرونی و اندرونی است که سر در اصلی و هشتی ورودی بین این دو بخش مشترک است.

علاوه بر این هر یک از این دو بخش درهای جداگانه‌ای نیز دارند که به وسیله آنها مستقیما به کوچه دسترسی پیدا می کنند. اما قسمت بیرونی خانه، در حقیقت همان عمارت و حیاطی است که در حال حاضر مورد بازدید علاقه مندان قرار می گیرد و مشتمل است بر راهروی ورودی، حیاط مرکزی، تالار سرپوشیده و نورگیر فوقانی آن.

نقاشی خانه بروجردی

نقاشی‌های خانه بروجردی‌ها زیر نظر دو هنرمند بزرگ و نامدار نقاشی ایران دوران قاجار «مرحوم میرزا ابوالحسن غفاری کاشان» (بنیانگذار اولین مدرسه نقاشی در ایران) و برادرزاده‌اش «مرحوم میرزا محمدخان غفاری کاشانی» ملقب به “«کمال الملک» ترسیم و طرح‌های گچبری خانه نیز با نظارت این دو استاد به انجام رسیده است.

خانه بروجردیها، مجموعه ساختمانی زیبا و باشکوه در جنوب شرقیِ شهر کاشان است. واز مشهورترین خانه‌های تاریخی این شهر است. می‌گویند چون صاحب خانه مال التجاره از بروجرد وارد می‌کرده، لذا به بروجردی مشهور شده

به طور کلی خانه بروجردی‌ها از نظر طرح و معماری، قدمت، تزئینات و نقاشی گچبری در زمره نفیس‌ترین آثار تاریخی کشور قرار دارد که بخش بیرونی آن در سال 1353 توسط دولت خریداری و با شماره 1082 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تاکنون مرمت بخش‌های مختلف و نیز استحکام بخشی قسمت‌های عمده خانه و تثبیت نقاشی‌ها به وسیله کارشناسان و استادکاران اداره میراث فرهنگی کاشان انجام و برخی الحاقات و تغییرات غیراصولی انجام گرفته است.

خانه بروجردی ها

خانه بروجردیها، مجموعه ساختمانی زیبا و باشکوه در جنوب شرقیِ شهر کاشان است. خانه بروجردی از مشهورترین خانه‌های تاریخی این شهر است. می‌گویند چون صاحب خانه مال التجاره از بروجرد وارد می‌کرده، لذا به بروجردی مشهور شده و خانه او هم به خانه بروجردی موسوم گردیده است. این بنا در اواخر سلطنت پهلوی بر اثر بی توجهّیِ ساکنان آن رو به انهدام می‌رفت، اما پس از ثبت در فهرست آثار تاریخی تعمیر و بازسازی شد و اینک کاربرد فرهنگی ـ اداری دارد.

معمار این خانه یکی از نوابغ معماری کاشان و از طراحان معروف ساختمان به نام استادعلی مریم بوده‌است که در ایجاد دو بنای تاریخی دیگر کاشان، یکی خانه تاریخی طباطبایی (در نزدیکی خانه بروجردی) و دیگری تیمچه امین‌الدوله (واقع در بازار) نقش داشته‌است.

مساحت خانه بروجردی

خانه بروجردیها در زمینی به مساحت تقریبی 1.700 مترمربع ساخته شده و مساحت این بنا حدود 3000 مترمربع و شامل دو حیاط اندرونی و بیرونی و مشتمل است بر دو ورودی اصلی و فرعی، هشتی، راهرو، حیاط، تابستان نشین، زمستان نشین، آشپزخانه، حیاطهای سرپوشیده در اطراف و زیرزمینی وسیع.

این بنا از نظر خصوصیات محلّی و عناصر معماری و تزیینات داخلی از اهمیّت فوق العاده‌ای برخوردار است نقاشی‌های این بنا در شیوه‌های متنوع و با رنگ و روغن و آبرنگ و زیر نظر هنرمند نامدار، مرحوم میرزامحمد خان غفاری ملقب به کمال‌الملک طراحی و اجرا شده است. در بام تالار نیز نورگیرها و بادگیرهای بسیار جالب خودنمایی می‌کند که از نظر طرح و اجرا در زمره آثار بدیع معماری سنتی ایران است.

قدمت خانه بروجردی‌ها به طوری که در کتیبه چهار طرف تالار آن آمده به سال 1292 ه.ق باز می‌گردد این خانه را حاج سید جعفر نطنزی که از بروجرد مال التجاره وارد می‌کرده ساخته است.

بنابر اظهارات موثق ساخت این مجموعه در حدود 18 سال یعنی از سال 1292 تا سال 1310 ه.ق به درازا کشیده در آن بیش از 150 بنا و هنرمند گچ کار و آینه کار و دیگر هنرمندان بکار گرفته شده‌اند.

خانه بروجردی ها

 

بنای مذکور در اصل به صورت اندرونی و بیرونی بوده و این بخش از بنا که شرح آن خواهد آمد قسمت بیرونی خانه است. این قسمت از سال 1353 ه.ش به تملک سازمان میراث فرهنگی درآمده و در فهرست آثار تاریخی کشور ثبت شده است. بخش اندرونی که در شمال شرقی و شرق بنا واقع است هنوز تحت مالکیت خصوصی می باشد بنا حیاطی کشیده دارد که در دو سر آن دو مجموعه فضائی مهم قرار گرفته‌اند و نمای این دو بخش نسبت به دو جبهه دیگر ارتفاع بیشتری دارد.

ورودی اصلی در شمال ساختمان واقع شده و بویژه به سبب نحوة اتصالی که میان خانه و کوچه پدید آورده، به شکوه ساختمان افزوده است. دیوارهای آن تا ارتفاع معینی تنها با گچ پوشیده شده و ساده است، اما سقف آن تزییناتی برجسته دارد. در دیوارهای ورودی سکّه‌هایی تعبیه شده که با مقرنس کاری گچی به طاق نمای اصلی سقف متصل می‌شود. ورودی از طریق در چوبیِ بزرگی با کنده کاریها و گُلْ میخهای متعدد و دو کوبه که بر پاشنة سنگی می‌چرخد، به هشتی راه می یابد. هشتی پس از ورودی اصلی است و گنبدی آراسته به کاربندیهای بسیار زیبا دارد که در مرکز آن نورگیری تعبیه شده و از طریق دری مشابه درِ اصلی که روبروی آن قرار گرفته به حیاط راه می‌یابد. بیش از نیمی از مساحت زمین به حیاط اختصاص دارد. معبر ورودی حیاط دالانی است غلام نشین، با تزییناتی چندضلعی و هلالی، و راهروی پیچ دار با سقفی که در آن نورگیرهایی تعبیه شده است. در وسط محور طولی حیاط حوض بزرگی با سنگ سیاه تراش خورده و پاشوهایی در اطراف قرار دارد که آب آن از قنات نصرآباد تأمین می‌شده است. در جانب چپ و راست حوض نیز چهار باغچه به چشم می‌خورد.

تابستان نشین

تابستان نشین، که مهمترین و اصلیترین بخش خانه بروجردیهاست، مقابل ورودی اصلی و پشت به قبله واقع شده است ، و قوس بزرگِ نمای آن که در تمام خانه های اعیانی قدیمی کاشان دیده می‌شود، احتمالاً تقلیدی است از طرح مثلّث در نمای معماری اروپایی که تحت تأثیر معماری ایرانی به صورت منحنی در آمده است. در داخل محدودة قوس، گچبریهای برجسته، متأثر از تزیینات روسی مانند سماور و قوری، به چشم می‌خورد.
خانه بروجردی ها

تابستان نشین شامل دو اتاق، تالار اصلی، دو سرپوشیدة فرعی، یک سرپوشیدة اصلی، دو گوشواره، یک شاه نشین و تالار طَنَبی است. در مرکز آن، گنبدی با نورگیرهای زیبا و تزیینات مقرنس کاری قرار دارد. ایوان اصلی در محور تقارن تابستان نشین، پس از حیاط عامل دوم در تقسیم فضا و برای استفادة ساکنان در فصل گرما است. در دو جانب ایوان و تالار طنبی راهروهای ورودی و اتاقهای نشیمن قرار گرفته‌اند که چشمگیرترین آثار تزیینی در همین قسمت به کار رفته است.

 

زمستان نشین

زمستان نشین، در شمال مجاور راهرو ورودی و مشتمل بر یک اتاق، یک شاه نشینِ پنج در با گچبریهای زیبا و ایوانی وسیع و آفتابگیر است. در قسمت شرق مشتمل بر سه اتاقِ سه در در حدّفاصل زمستان نشین و تابستان نشین است که از راهروهایی مشترک به یکدیگر راه می‌یابند. سقف اتاقها مسطح و فاقد تزیینات است. قسمت غربیِ زمستان نشین نیز با دو اتاق کوچک به همراه فضایی سرپوشیده، قسمت شمالی و جنوبی بنا را به هم می پیوندد. آشپزخانة وسیع با طاقچه ها و صندوقخانه و انباری در شمال و سمت راست مجموعه واقع است و از راهروی باریک بدان راه می یابند. از زیرزمین که در زیرِ سه بخش شمالی و جنوبی و غربی قرار دارد، بیشتر به عنوان سرداب و انبار و فضای خدماتی استفاده می‌شده است.

مجموعه واقع در جبهه شمالی دارای یک تالار پنج دری با شاه نشین است که محل پذیرایی مهمانان بوده و یک مهتابی در جلوی خود دارد و بادگیری هم در پشت آن دیده می‌شود. فضای داخلی تالار دارای تزئینات گچ‌بری است. دو اتاق سه دری کوچک در دو سوی مهتابی قرار دارند که در مقایسه با تالار و فضاهای طرفین آن از ارتفاع کمتری برخوردارند و ترکیب حجمی خاصی را بوجود آورده‌اند.دو طرف آن دو اتاق بهار خواب قرار دارد که بهعلت نور مناسب وگرمای زیاد، بیشتر در زمستانها مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است.

قسمت شمال شرقی مطبخ (آشپزخانه) قرار دارد. در قسمت شرقی بنا اتاقها و ایوانهای سرپوشیده  به چشم می‌خورد که در جلو ایوانها پله‌هایی جهت رفتن به سردابها ساخته شده است. این سردابها در جبهه‌های مختلف بنا واقع‌اند که بوسیله بادگیرهایی هوای آنها خنک و تهویه می‌شوند.

شرح پلان خانه بروجردی ها معماری داخلی وعملکرد فضاها

مساحت 1700 مترمربع، زیربنا 1000 مترمربع

دوطبقه و در بعضی قسمتها مثل قسمت جنوبی که باسرداب دارای سه طبقه است.

خانه بروجردی ها

دارای یک حیاط با ابعاد20 در 30

دارای  سه رودی درشمال (ورودی اصلی)، غرب (مخصوص مراسم مذهبی وغیره) و جنوب(برای خواص)-ایوان‌های سرپوشیده دراطراف حیاط.

جلوخان درفضای هشتی که دارای شش عددسکو برای انتظار مراجعین است. .این سکوها پاخوری نام دارد.

مشخصات بنا

جنس مصالح این ساختمان عبارت از خشت و گل و پایه بنا از سنگ لاشه محلی و ساروج است. بنا دارای ? اتاق در طبقه همکف، ایوانی در جلوخان و دو اتاق در طبقه زیرین است. درهای ورودی اتاق‌های زیرزمین رو به بیرون بازشده و طبقه اصلی با یک متر ارتفاع از سطح زمین ساخته شده تا از رطوبت محل در امان باشد. بازشو‌های ساختمان چوبی بوده و اندود داخلی بنا به‌جز یک اتاق، بقیه از جنس گچ است. سقف‌های عمارت دارای سیستم تاق-تویزه و تاق-چشمه گنبدی بوده و از جنس خشت بنا شده است. نوع پوشش بام متناسب با محیط از غوره گل، کاه‌گل و لایه‌ای از برگ گیاهان ساخته شده است. نمای عمارت ترکیبی از آجر، گچ و شمشه‌های گچی است که در قسمت فوقانی نما به شکل زیبایی خودنمایی می‌کند.

حیاط به ابعاد 105 در 75  متر و دارای دو حوض بزرگ است که آب چشمه اسکندریه پس از گذر از باغ تالار، آبشار نیاسر، با رسیدن به این منطقه وارد حوض اول شده و پس از گذر از زیر ساختمان وارد حوض دوم در قسمت جلویی ساختمان می‌شده است.     منبع.www.tebyan.net

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:24 |

هنر سفالگـری، پـیش از اسلام


کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی کهن که در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است و متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است.

در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ین صنعت به وجود آورد.

از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز تا دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن، تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی به طرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش - در ایلام - که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در 160 کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است، جزو طبقه سفالهای شوش نامیده می شود. سفالهـایی که بـه نام شوش اول معـروف است مـتعـلق به زمانی است در حدود 3500تا 2500سال پـیش از میلاد مسیح می باشد. در اینجا باید متـذکـر شد که مردمانی با تـمدن نوسنگـی نیز در ایالت کانسوی چـین پـیدا شدند و ظروف سفالی آنهـا ویـژگـیهـایی هـمانـند ظروف سفالی شوش از لحاظ روش و فنِّ تولید دارد.

نخـستیـن ظرفـهـای سفالی که با روش کربن 14 تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلاد مسیح است ،در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی کهن که در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است و  آن هم متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد است؛ این ظرف دست ساز ِ نسبتـاً ابتدایی، به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشت که باعث پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری گردید و سبب به وجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشت بـیش از 2000سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد.

معـروفـتـرین پـیـشرفـتهای فـنی در رشته سفالینه سازی از این قـرار است:

1 - بـدنه ای از خاک رس ظریف که بدون تـردید آبـدیـده شده است. این ظرف در کوره پـخـته می شد و رنگ آن لیموئی، کرم، زرد، صورتی یا گـاهـی اوقات سرخ تـیـره بود. تـیـغـه های کـرم یا لیمویی رنگ که پـیـدا شده است نشان می دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـیا کـنـنده ای انجام شده است.

2- تمام ظروف دارای ضخامت یکـنواخت است، آنهـایی که بـلنـدیـشان بـیش از 10 سانـتـیمتر بود 3/0 سانـتیمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترین آنها که پـیـدا شده است 30 سانتی متر ارتـفاع و 95/0سانتی متر ضخامت داشت.

3- گـردی کامل و بعـضی عـلاماتی که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان می دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـری با سرعـت کم که پـیـش درآمد چرخـهـای فعـلی کوزه گـری است به کار برده می شده است.

4 - تمام ظروف پـیدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـیار نـرمی فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اینـقـدر صاف کرده است.

5 - یک ماده رنگی که از گـرد اسید آهـن آبـدار و اکسید منگـنـز ساخته شده بود درآمیخـته ی فوق به کـار بـرده می شد. در پـخـت دوم این رنگـهـا سیاه و قهـوه ای سیر می شد.

6 - پـیش از پـایان هـزاره چـهـارم قـبـل از میـلاد چرخ کـندر و کوزه گـری بصورت چرخ تـند امروزی درآمد. لااقـل این موضوع در مورد سفالهـایی که در سیلک، مرکـز ایران و تـپـه حصار در شمال شرقی ایران پـیدا شده است، صدق می کـند.

7 - تـقـریـباً در هـمان زمان نوعـی از کوره در ایران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زیر محـل سفالهـا بود و یک در ِ آجری آنهـا را از هـم جـدا می کرد، کوره ها باید از این نوع باشـند. تا نظارت و بـررسی اتـمسفـر لازم برای تولید رنگـهـای کرم و نخودی عـملی باشد. این نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده می شود و هـنوز هـم رنگ نخودی را برای آجر تـرجـیح می دهـند.

8 - سفالهـای قالبی در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ایران پـیـدا شده است. در قـسمتهـای مخـتـلف کشور قالبهـای گـلی پخـته شده برای تولید زیاد مجسمه های متعـلق به سالهـای 2500 تا 1750 سال قـبل از مسیح بدست آمده است.

9 - سفالینه های خاکستری رنگ با لعـاب سیاه درخشان ابـتـدا در حدود 2000 پـیش از مسیح در تـپـه حصار و در سیلک بوجود آمد. این سفالهـا که در کوره ی احیا کـنـنده پـخـته شده اند، اولین نوع سفالسازی لعـابی است که از آن اطلاع داریم. اینجا بجاست یادآور شویم که لعـابکـاری سفال در قرون وسطی در کاشان مـتـداول گـردید، و کاشان تـنـها چـند کیلومتر دورتر از سیلک است.

تـمام این پـیـشرفـتهـای فـنی در مـدت کـوتاهـی سفالسازی را یکی از حـرفـه های سامان یافـته کـرد و از آن تاریخ تا کـنون به هـمین نحـو باقـی مانده است. اما مهـارت و استادی کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـنی نبوده است، زیـبایی این فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـیزه های اکسیدی با قـلم مـو با حرکات متـوالی کاملاً مشهـود است. تـزئینات نقـش حـیوانات و نباتات را تـقـریـباً با طرح هـندسی دقیق نشان می دهـد.

منبع: www.tebyan.net

کتاب تاریخ هنر- نوشته انور الرفاعی

+ نوشته شده توسط ایمان حقیقیان در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390 و ساعت 19:20 |